حجاب - تاریخ: 1402/9/15 ساعت: 13:42
سال ۵۷ که سیستم تغییر کرد، حجاب اجباری نبود. خمینی بازرگان رو که فردی باسواد بود رو به عنوان رییس دولت موقت گذاشت و نکته مهمی که میخوام اشاره کنم بهش آزاد بودن حجابه.من گواهینامه های تا سال ۵۹ رو نگاه میکردم و میدیدم عکس خانم ها بی حجاب بود. تا سال ۵۹ جریان انقلاب جور دیگه ای بود اما به تدریج حجاب ا...
این روزها - تاریخ: 1402/9/4 ساعت: 19:43
۱) با بعضی ها که وقت میگذرونی، فقط وقتت نیست که تلف میشی، باهاشون آلوده میشی، به انواع رذایل اخلاقی، کثافتش رو کاملا حس میکنی، کلی انرژی از آدم میگیرند و بعد از رفتن اون ها تازه باید مشغول ترمیم خودت بشی. انگار واقعا کثیف شدن رو حس میکنم.خودخواه نیستم ولی واقعا دم خور شدن با اکثریت برام بسیار سخت و ...
آگاهی - تاریخ: 1402/9/4 ساعت: 19:43
تو خانواده ما کسی دچار اختلال دوقطبی نیست. اما من هستم. امروز روز پرحرفیه، روز شادی، روز بی قراری، روز برنامه ریزی های طول و دراز، روز از پا دراومدن، امروز روز شیداییه.کاش توهم نبود. کاش واقعی بود. کاش افسردگی بعدش نبود. کاش اختلال و بیماری نبود.بهش آگاهم و کنترلش میکنم. آگاهی مهم ترین چیز تو زندگیه...
تجربه افسردگی - تاریخ: 1402/9/4 ساعت: 19:43
داشتم آرشیو مهر و آبان رو میخوندم و دیدم من چقدر کم نوشتم از افسردگیام. کاش بیشتر مینوشتم.حافظه ام ضعیفه و به خاطر شوک زدن خیلی چیزها رو فراموش کردهام.کاش مینوشتم و مینوشتم.هر روز و هر ساعت.تجربه مهر و آبان ماه از افسردگی چنان عمیق و یکتا بود که حتی خودم رو شگفت زده میکنم. باورم نمیشه یک ماه خوابیدم...
برای اکرم - تاریخ: 1402/8/3 ساعت: 16:40
هشت سال فاصله سنی داریم و هشتصد سال نوری تفاوت. چه توی قیافه و چه توی رفتار.تا روزی که مامان مرد اصلا متوجه حضور تو نبودم. تو یا هر کسی دیگه. فقط مامان بود که برام معنی خانواده میداد. بعد از مامان توی چاه بیکسی که سقوط میکردم، تو مشغول نگهداری از آقا شدی و انگار نه انگار که آقا شش تا بچه ی دیگه داره...
مرور - تاریخ: 1402/8/3 ساعت: 16:40
نوشتن چیز خوبیه. لااقل برای منی که حافظه ام مثل آبکشه. تقریبا مطمئنم امید آدرس اینجا رو هم داشته باشه، نمیخونش. امیر رو هنوز مطمئن نیستم. اما خودم، بارها و بارها خودم رو میخونم و هر بار شگفت زده میشم از خودم. فراموشکاری چنین خاصیتی هم به همراه داره.یک ماه و پنج روز قبلی تو هذیان و طوفان های بین فازه...
رهایی از شائوشنگ - تاریخ: 1402/8/3 ساعت: 16:40
افسردگی بیماری کثیفیه. انگار که میافتی توی یه چاه فاضلاب از تمام شکست ها و بدی هایی که داشتی و امیدی به آینده نداری. توش دست و پا میزنی.یاد فیلم رهایی از شائوشنگ افتادم. اندی تا از اون لوله فاضلاب رد نشد به آزادی نرسید.عجیبه که این فیلم رو بارها دیدم و الان دارم انگار تازه میفهممش. چند سال طول کشید ...
زاییدن - تاریخ: 1402/7/25 ساعت: 18:48
پنجشنبه بیستم مهر ۱۴۰۲ ساعت 7:5 توسط یخ |  دیشب تا صبح نخوابیدم و بعدش رفتم بالا ببینم با تیغ جایی از بدن رو بریدن چه شکلیه دیدم یه کم اولش میسوزه و بعدش عادیه و مودم پایین بود و محمد اومد و تیغ هزار سال پیش رو گرفت و من که اقدامی برای خودکشی نکردم ولی ممکنه ایدزی، هپاتیتی یا عفونتی چیزی بگیرم.۲۰ مه...
پای بساط - تاریخ: 1402/7/25 ساعت: 18:48
دیشببعد از خواب پسرم، پای بساط تریاک شوهرم نشستم چون بد جوری بدن درد داشتم و این قرص و داروها اثر نمیکرد. جنسس آشغال بود. گفتم این دیگه چه گهیه. این همه کشیدم انگار نه انگار. گفتم گرمی چنده گفت ۲۷ گفتم ۲۷ واسه این آشغال. این تهش دو درصد تریاک باشه بقیه اش الله اعلم قیره، قره قروته، قهوه است چیه. گفت...
تلاشی بیهوده - تاریخ: 1402/7/25 ساعت: 18:48
دوشنبه بیست و چهارم مهر ۱۴۰۲ ساعت 22:58 توسط یخ |  برای بار چندم باز تلاش کردم بحث طلاق و جدایی توافقی و بدون جنگ و دعوا رو پبش بکشم اما حتی دیگه جواب هم نمیده.همه چیش به راهه. موادش، رفیق بازیش، بازنشستگی هم که اضافه شده و وقت اضافه، یه زن که ساکته و همه کارها رو میکنه. یه بچه که گاهی مزاحم کشیدنشه...
این بار نه - تاریخ: 1402/6/31 ساعت: 20:46
چهارشنبه بیست و نهم شهریور ۱۴۰۲ ساعت 9:46 توسط یخ |  باید بنویسم. نمیدونم این پست رو باقی بذارم تا پسرهام و خانواده ام بخونند یا نه اما بعدا تصمیم میگیرم راجع بهش.برهه ای از زندگی من درخشان ترین و سیاه ترین دوران زندگی من بود. از این که اینجا دلم برای اون قطعه از زندگیم تنگ شده بسیار متعجبم. باید دل...
؟؟ - تاریخ: 1402/6/31 ساعت: 20:46
؟؟ جمعه سی و یکم شهریور ۱۴۰۲ ساعت 10:45 توسط یخ |  چه جوری با خودم باید مهربون باشم؟ یعنی چی؟ Adblock test (Why?)
از نبرد خسته ام - تاریخ: 1402/6/18 ساعت: 0:09
یکشنبه دوازدهم شهریور ۱۴۰۲ ساعت 22:56 توسط یخ |  این منم. فکر میکنم آیا همه این ریشه های وحشتناک رو دارند که توی گوشتشون فرو رفته، دور تا دور بدنشون پیچیده و مانع از جلو رفتنشون میشه؟برای من ، جنس این ریشه ها از شوهرم، مذهب، عرف، یکی از خواهرانم و عقده های درون ناخودآگاهمه. اون تبر هم جنسش از خیال، ...
Bridges of Madison county - تاریخ: 1402/6/18 ساعت: 0:09
سه شنبه چهاردهم شهریور ۱۴۰۲ ساعت 22:57 توسط یخ |  این روزها هفته ای یک فیلم میبینم. آخرین فیلمی که دیدم bridges of Madison county با بازی کلینت ایستوود و مریل استریپ بود. فیلمی حول محور عشقی ممنوع. خیلی فیلم قشنگیه و تنها یک نقطه ضعف داره به نظرم. این که برای عشق دلیل میاره، این که زنی خونه دار تو و...
خوشحالی و غم - تاریخ: 1402/6/18 ساعت: 0:09
پنجشنبه شانزدهم شهریور ۱۴۰۲ ساعت 1:40 توسط یخ |  امروز وقتی منتظر بودم تا داروهای خواهرم رو بگیرم، که چقدر هم شلوغ بود، خواهرم رو دیدم که از شدت ناتوانی روی پله یک مغازه دراز کشیده. پیش خودم گفتم همیشه تو خیالم محمد یا من هستیم که میمیریم و خواهرم زنده است اما هیچ وقت به این که اگر خواهرم بمیره چه ا...
باغبان سردرگم - تاریخ: 1402/6/7 ساعت: 15:54
تو کتاب علیه تربیت فرزند به نکته ای کلیدی اشاره میکنه. این که باید در برخورد با فرزند باغبان باشیم نه نجار. نجار چوب رو میبره، میتراشه تا اون شکل مورد نظرش رو درست کنه اما باغبان بذر رو میکاره و ازش مراقبت میکنه تا بهترین خودش باشه. هیچ وقت از بذر یک درخت سیب انتظار هلو نداره. من در برخورد با امید ت...
عقلانیت و اندام - تاریخ: 1402/6/7 ساعت: 15:54
صبح زود بلند شدم و رفتم اداره پست تا گواهینامه رانندگیام رو بگیرم. شد بیست سال تمام. دو تا کتاب خریدم که مجتبی شکوری تو پادکست های رادیوراه و برنامه کتاب باز معرفی کرده بود و بعد از مدت ها مطالعهای غیر از اقتصاد و رفتار بازار داشتم. بهم چسبید.مجتبی شکوری قشنگ حرف میزنه. راست میگه. وقتی میگه مدرنیسم ...
الاکلنگ - تاریخ: 1402/5/28 ساعت: 13:25
یکشنبه بیست و دوم مرداد ۱۴۰۲ ساعت 17:4 توسط یخ |  دلم میخواد برم توی یه دنیای کامل نه یک دنیای الاکلنگی. دنیایی که توش لازم نباشه چیزی رو بدی تا چیزی نصیبت بشه. دنیایی که توش وقتی همه جا رو تاریک کردی تا فیلم ببینی، حشره ها جذب صفحه تلویزیون نشن. دنیایی که ریسک ها کم و ریواردها بزرگ باشند و هم زمان ...
زیادی چیزی بودن - تاریخ: 1402/5/28 ساعت: 13:25
پنجشنبه بیست و ششم مرداد ۱۴۰۲ ساعت 10:1 توسط یخ |  +برای هر کسی چیزی تو بیداری هست که به خاطرش از خواب بیدار میشه وگرنه چرا باید چشم باز کرد و این همه کثافت رو تحمل کرد؟ اون ثانیه های اول که خاطرات، وظایف و to do list نچسب بارگذاری میشن و خم به ابروهام میارن که آخ دوباره زندگی روی کره زمین شروع شد چ...
عنکبوت مقدس - تاریخ: 1402/5/21 ساعت: 17:27
مقوله همجنس گرایی هیچ وقت برام عادی نشد. فیلم ها و سریال ها تلاش میکنند تا این موضوع رو عادی جلوه بدهند و برای همه جا بندازند ولی مهم نیست، میخ این ها تو سنگ من فرو نمیره. جوری به این قضیه تو فیلم ها پرداخت میشه که حس میکنی اوایل دهه سی و چهل و برخورد مردم با مقوله برابری سیاه ها و سفیدهاست و من در ...